تبليغاتX
رویش از شکاف آسفالت

رویش از شکاف آسفالت

ببر نقاشی ...

 

 

      شب ها زود میخوابم

تا ببر نقاشی

بیاید و مرا بخورد

ببری که قبلن

تو را هم خورده !

 

***

 

بلوط های جوان منتشر شد !

 

در این مدت که نبودم دوستان  شرمنده می فرمودن

و به علت فراوانی این دوستان کم کم

به حضور همه می رسم !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/08/17ساعت 16  توسط وهید باقری  | 

نان و آب و

 

 

 

شعر نان و آب نمی شود

می شد

خودم گرسنگان جهان را سیر می کردم

می شد

دست هر درویشی شعری بود

می شد

این وضع من نمی شد !

 

                     

+ نوشته شده در  جمعه 1388/06/06ساعت 1  توسط وهید باقری  | 

خسته ام...

 

 

خسته ام عزیزم

همین سپید کوتاه را بپذیر

تمام دیشب را با یک رباعی کشتی گرفته ام

نمی دانی چه قافیه ی سختی داشت

عشق !

 

 

  +

 

بدون شرح!!!

 

شبلی نعمانی در "شعر العجم " گفته است:در حیوانات هر وقت حالت جذبه و جوشی پیدا شود آن حالت بوسیله ی صداها و نواهای مختلفی به ظهور و بروز میرسد.مثل قلقل قمری کوکوی فاخته چهچه بلبل قهقه کبک دری و همینطور در انسان وقتی منجذب می شود  آن انجذاب از دریچه ی الفاظ و عبارات خاص سر میزند همچنان که جذبات حیوانات به صورت حرکت ظاهر می شود.مثلا طاووس بنا به رقص می گذارد یا به مار حالت اهتزاز دست می دهد و همینطور انسان  چون علاوه بر غریزه ی نطق غریزه ی نغمه ها هم عطا شده است.لذا الفاظ موزون را از دهانش خارج می سازد.علاوه بر این بنای زمزمه را می گذارد.وقتی که جذبه خیلی شدت پیدا کرد حرکت و رقص پیدا می آید و وقتی که حالات و زمزمه ها در یکجا جمع شد حقیقت شعر وجود خارجی پیدا می کند.الفاظ موزون و حرکات را شعر گویند.اعراب همیشه اشعار را با آواز می خوانده اند.

 

 

منبع:آفتاب کلیک کنید

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1388/05/30ساعت 12  توسط وهید باقری  |