ببر نقاشی ...
شب ها زود میخوابم
تا ببر نقاشی
بیاید و مرا بخورد
ببری که قبلن
تو را هم خورده !
***
در این مدت که نبودم دوستان شرمنده می فرمودن
و به علت فراوانی این دوستان کم کم
به حضور همه می رسم !
شب ها زود میخوابم
تا ببر نقاشی
بیاید و مرا بخورد
ببری که قبلن
تو را هم خورده !
***
در این مدت که نبودم دوستان شرمنده می فرمودن
و به علت فراوانی این دوستان کم کم
به حضور همه می رسم !
شعر نان و آب نمی شود
می شد
خودم گرسنگان جهان را سیر می کردم
می شد
دست هر درویشی شعری بود
می شد
این وضع من نمی شد !
خسته ام عزیزم
همین سپید کوتاه را بپذیر
تمام دیشب را با یک رباعی کشتی گرفته ام
نمی دانی چه قافیه ی سختی داشت
عشق !
+
بدون شرح!!!
شبلی نعمانی در "شعر العجم " گفته است:در حیوانات هر وقت حالت جذبه و جوشی پیدا شود آن حالت بوسیله ی صداها و نواهای مختلفی به ظهور و بروز میرسد.مثل قلقل قمری کوکوی فاخته چهچه بلبل قهقه کبک دری و همینطور در انسان وقتی منجذب می شود آن انجذاب از دریچه ی الفاظ و عبارات خاص سر میزند همچنان که جذبات حیوانات به صورت حرکت ظاهر می شود.مثلا طاووس بنا به رقص می گذارد یا به مار حالت اهتزاز دست می دهد و همینطور انسان چون علاوه بر غریزه ی نطق غریزه ی نغمه ها هم عطا شده است.لذا الفاظ موزون را از دهانش خارج می سازد.علاوه بر این بنای زمزمه را می گذارد.وقتی که جذبه خیلی شدت پیدا کرد حرکت و رقص پیدا می آید و وقتی که حالات و زمزمه ها در یکجا جمع شد حقیقت شعر وجود خارجی پیدا می کند.الفاظ موزون و حرکات را شعر گویند.اعراب همیشه اشعار را با آواز می خوانده اند.