ستاره
ستاره ی من آنجاست
آنجا که هیچ ستاره ای نیست
سیاه است ، ستاره ی من
این چشم های آبی روشن که مال توست
یعنی که بد به حال من و خوش به حال توست
گاهی دو آیه اشک از آن چشم ها به زیر
می آید و صحیفه ی آن دستمال توست
گفتم به اپتومتر که دنیام آبی است
آن اپتو متر گفت که این از خیال توست
درباره ی تو حافظ شیرین سخن چه گفت
گفت آفتاب آینه دار جمال توست
گفتی وهید این که تو گفتی چه قالبی است؟
ما شعر گفته ایم فقط این سوال توست؟